اتوماسیون بازاریابی

اتوماسیون بازاریابی چیست؟ ابزارها و مزایا

- اندازه متن +

میانگین امتیاز 0 / 5. تعداد امتیاز: 0

هنگامی که کسب‌وکارها رشد می‌کنند، مدیریت دستی ارتباط با مشتریان به یک کابوس تمام‌عیار تبدیل می‌شود. اگر به دنبال پاسخی شفاف برای این سوال هستید که اتوماسیون بازاریابی چیست، باید بدانید که این سیستم دقیقاً همان نیروی محرکه‌ای است که کارهای تکراری را حذف کرده و پیام درست را در زمان مناسب به مخاطب هدف می‌رساند. درک عمیق از اینکه پایه و اساس بازاریابی چیست به شما کمک می‌کند تا متوجه شوید چرا استفاده از ابزارهای هوشمند دیگر یک انتخاب فانتزی نیست، بلکه یک ضرورت قطعی برای بقا در بازار رقابتی امروز محسوب می‌شود.

ما در این مقاله قصد داریم به جای تکرار تئوری‌های خسته‌کننده، با ارائه راهکارهای کاملاً عملی و بررسی ابزارهای کاربردی، نقشه راهی مطمئن برای پیاده‌سازی این سیستم در سازمان شما ترسیم کنیم تا در نهایت بتوانید نرخ تبدیل خود را به شکل چشمگیری افزایش دهید و مشتریان وفادارتری بسازید.

موضوعشرح جزئیاتنکته کلیدی
تعریف کاربردی
  • حذف فرآیندهای دستی و تکراری
  • ارسال پیام‌های شخصی‌سازی شده
  • مدیریت هوشمند چرخه عمر مشتری
تمرکز تیم بر استراتژی به جای کارهای روتین
هدف اصلی
  • افزایش کیفیت سرنخ‌های فروش (Leads)
  • کاهش خطاهای انسانی در کمپین‌ها
  • بهبود نرخ بازگشت سرمایه (ROI)
ایجاد یکپارچگی بین تیم‌های بازاریابی و فروش
ابزارهای ضروری
  • سیستم‌های ارسال ایمیل و پیامک خودکار
  • نرم‌افزارهای مدیریت ارتباط با مشتری (CRM)
  • پلتفرم‌های تحلیل داده و رفتار کاربر
انتخاب ابزار بر اساس مقیاس و نیاز کسب‌وکار

اتوماسیون بازاریابی چیست و چرا دیگر یک انتخاب نیست؟

بسیاری از مدیران تصور می‌کنند که خرید یک نرم افزار گران‌قیمت به تنهایی می‌تواند معجزه کند، اما راستش را بخواهید، این یک دیدگاه کاملاً اشتباه است. سیستم‌های خودکار در واقع ترکیبی از استراتژی، نرم‌افزار و فرآیندهای مشتری‌محور هستند که به شما اجازه می‌دهند تا صدها یا هزاران مشتری را به گونه‌ای مدیریت کنید که گویی برای هر یک از آن‌ها یک کارشناس اختصاصی استخدام کرده‌اید. وقتی می‌پرسیم اتوماسیون بازاریابی دقیقا چه کاربردی دارد، پاسخ در توانمندسازی تیم‌ها برای انجام کارهای بزرگ‌تر با منابع کمتر نهفته است. شما با پیاده‌سازی این ساختار، به جای اینکه هر روز صبح به صورت دستی برای مشتریان جدید ایمیل خوش‌آمدگویی بفرستید، یک بار سیستم را تنظیم می‌کنید و سپس به سراغ تحلیل داده‌ها و بهینه‌سازی کمپین‌ها می‌روید.

اتوماسیون بازاریابی چبست

برای اینکه بدانید چگونه باید این ساختار را در سازمان خود نهادینه کنید، ابتدا باید درک کنید که فرآیند بازاریابی چیست؟ و چگونه بخش‌های مختلف یک قیف فروش به یکدیگر متصل می‌شوند. در یک فرآیند استاندارد، شما کاربر ناشناس را جذب می‌کنید، او را به یک سرنخ تبدیل کرده و سپس با محتوای مناسب او را پرورش می‌دهید تا آماده خرید شود. سیستم‌ های اتوماسیون دقیقاً در مرحله پرورش بیشترین درخشش را دارند. آن‌ها رفتار کاربر را رصد می‌کنند، متوجه می‌شوند که او کدام صفحات سایت را دیده یا روی کدام لینک‌ها کلیک کرده است و بر اساس همین داده‌ های ارزشمند، واکنش مناسب را نشان می‌دهند.

عبور از کارهای تکراری به سمت استراتژی‌های هوشمند و داده‌محور

در دنیای امروز، داده‌ها پادشاهی می‌کنند. تیمی که نتواند از داده‌های مشتریان خود استفاده کند، خیلی زود از چرخه رقابت حذف می‌شود. سیستم‌های خودکار بازاریابی به شما این امکان را می‌دهند که تمام اطلاعات پراکنده کاربران را در یک پایگاه داده متمرکز جمع‌آوری کنید. این نرم افزارها به صورت لحظه‌ای رفتار کاربران را تحلیل می‌کنند و به شما می‌گویند که کدام کمپین بیشترین بازدهی را داشته است. وقتی شما از یک نرم افزار اتوماسیون بازاریابی قدرتمند استفاده می‌کنید، دیگر نیازی به حدس و گمان ندارید. شما دقیقاً می‌دانید که کاربر X در روز سه‌شنبه ساعت ۱۰ صبح ایمیل شما را باز کرده و روی لینک محصول کلیک کرده است، اما خرید خود را تکمیل نکرده است. همین داده ساده به شما اجازه می‌دهد تا یک ساعت بعد، یک پیامک یادآوری یا یک کد تخفیف اختصاصی برای او ارسال کنید.

این سطح از هوشمندی باعث می‌شود تا تیم‌های شما از انجام کارهای خسته‌کننده و مستعد خطای انسانی رها شوند. کارشناسان شما به جای اینکه وقت خود را صرف کپی و پیست کردن لیست ایمیل‌ها کنند، می‌توانند روی طرایح (طراحی) پیام‌های خلاقانه و سناریوهای جذاب‌تر تمرکز کنند. در واقع، ماشین‌ها کارهای اجرایی را بر عهده می‌گیرند تا انسان‌ها بتوانند خلاقیت خود را به کار بگیرند. این همان نقطه عطفی است که کسب‌وکارهای سنتی را از استارتاپ‌های چابک و مدرن متمایز می‌کند.

تفاوت اتوماسیون با سیستم‌های مدیریت ارتباط با مشتری (CRM)

یکی از سوالات بسیار پرتکرار مدیران این است که آیا ما با داشتن یک نرم افزار CRM دیگر نیازی به سیستم‌های خودکار بازاریابی داریم یا خیر؟ پاسخ قطعی به این سوال منفی است. این دو سیستم اگرچه مکمل یکدیگرند، اما وظایف کاملاً متفاوتی بر عهده دارند. سیستم CRM عمدتاً توسط تیم فروش استفاده می‌شود تا سوابق تماس‌ها، جلسات و وضعیت مذاکرات با مشتریان بالقوه و بالفعل را ثبت کند. اما نرم‌افزارهای خودکارسازی بازاریابی در مراحل ابتدایی‌تر قیف فروش وارد عمل می‌شوند. آن‌ها وظیفه دارند تا کاربران ناشناس را جذب کرده، آن‌ها را با محتوای آموزشی گرم کنند و زمانی که این افراد آماده خرید شدند، اطلاعات آن‌ها را به عنوان یک سرنخ باکیفیت (MQL) به سیستم CRM منتقل کنند.

برای درک بهتر این موضوع، فرض کنید سیستم اتوماسیون مانند یک تور ماهیگیری بزرگ است که ماهی‌ها را از اقیانوس جمع‌آوری کرده و آن‌ها را دسته‌بندی می‌کند. سپس CRM مانند سبدی است که ماهی‌های صید شده در آن قرار می‌گیرند تا تیم فروش آن‌ها را پردازش کند. یکپارچگی بین این دو سیستم، رویای هر مدیر کسب‌وکاری است، زیرا در این حالت هیچ مشتری بالقوه‌ای در شکاف بین تیم بازاریابی و تیم فروش گم نمی‌شود و همه چیز به صورت شفاف و قابل پیگیری پیش می‌رود.

اشتباه رایج: اتوماسیون به معنای رباتیک شدن ارتباطات است!

بسیاری از افراد تصور می‌کنند که استفاده از سیستم‌های خودکار باعث می‌شود لحن برند سرد، بی‌روح و رباتیک به نظر برسد. این یک باور کاملاً غلط است. در واقع، اگر سیستم به درستی تنظیم شود، شما می‌توانید شخصی‌سازی‌شده‌ترین پیام‌ها را برای کاربران ارسال کنید. مشکل زمانی ایجاد می‌شود که مدیران از پیام‌های عمومی و بدون دسته‌بندی (Segmentation) برای همه مخاطبان استفاده می‌کنند. اتوماسیون ابزاری است که به شما اجازه می‌دهد در مقیاس وسیع، کاملاً انسانی و صمیمی با مخاطب صحبت کنید، زیرا پیام را دقیقاً بر اساس نیاز و رفتار قبلی او تنظیم می‌کنید.

معماری و نحوه عملکرد: اتوماسیون بازاریابی چگونه کار می‌کند؟

برای اینکه متوجه شویم اتوماسیون بازاریابی چگونه کار می‌کند، باید به زیرساخت‌های فنی و منطقی این سیستم‌ها نگاهی بیندازیم. در هسته مرکزی هر پلتفرم اتوماسیون، یک موتور قوانین (Rules Engine) وجود دارد که بر اساس منطق “اگر این اتفاق افتاد، آن کار را انجام بده” عمل می‌کند. این سیستم‌ها از سه بخش اصلی تشکیل شده‌اند: محرک‌ها Triggers، شرایط Conditions و اقدامات Actions. زمانی که یک کاربر وارد سایت شما می‌شود و یک فرم را پر می‌کند، این فرم به عنوان یک محرک عمل کرده و سیستم را بیدار می‌کند. سپس سیستم شرایط را بررسی می‌کند؛ مثلاً آیا این کاربر قبلاً هم از سایت خرید کرده است یا خیر؟ در نهایت، بر اساس این شرایط، یک اقدام خاص مانند ارسال یک ایمیل حاوی کاتالوگ محصولات انجام می‌شود.

اتوماسیون بازاریابی چگونه کار می‌کند؟

درک این معماری برای کسانی که می‌خواهند کمپین‌های پیچیده طراحی کنند بسیار حیاتی است. شما نمی‌توانید بدون شناخت دقیق از اصطلاحات دیجیتال مارکتینگ مانند نرخ پرش، نرخ تبدیل، سگمنتیشن و تریگرها، یک جریان کاری (Workflow) موفق بسازید. هر جریان کاری در واقع یک نقشه راه است که به نرم افزار می‌گوید در مواجهه با رفتارهای مختلف کاربر، چه واکنشی نشان دهد. این واکنش‌ها می‌توانند از یک پیامک ساده تا تغییر امتیاز کاربر در دیتابیس متغیر باشند.

Marketing automation software manages complex processes and multichannel campaigns automatically, allowing businesses to deliver personalized messages at scale to target audiences, which directly impacts revenue growth.

ترجمه: نرم‌افزارهای اتوماسیون بازاریابی فرآیندهای پیچیده و کمپین‌های چندکاناله را به صورت خودکار مدیریت می‌کنند و به کسب‌وکارها اجازه می‌دهند تا پیام‌های شخصی‌سازی شده را در مقیاس وسیع به مخاطبان هدف برسانند، که این امر مستقیماً بر افزایش درآمد تاثیر می‌گذارد.

مرجع: HubSpot Marketing Automation Guide

جمع‌آوری داده‌ها و ایجاد پروفایل یکپارچه مشتری

اولین قدم در عملکرد این سیستم‌ها، جمع‌آوری داده‌های رفتاری و دموگرافیک کاربران است. وقتی کاربری وارد وب‌سایت شما می‌شود، کدهای رهگیری فعال شده و تمام حرکات او را ثبت می‌کنند. اینکه کاربر چقدر در یک صفحه مانده، چه ویدیوهایی را تماشا کرده و چه فایل‌هایی را دانلود کرده است، همگی در یک پروفایل اختصاصی ذخیره می‌شوند. این پروفایل یکپارچه به شما یک دید ۳۶۰ درجه از مشتری می‌دهد. دیگر نیازی نیست برای پیدا کردن سوابق یک مشتری بین نرم‌افزارهای مختلف جابجا شوید؛ همه چیز در یک داشبورد متمرکز در دسترس شماست.

در ایران، با توجه به تنوع کانال‌های ارتباطی، جمع‌آوری داده‌ها اهمیت دوچندانی پیدا می‌کند. بسیاری از کاربران ایرانی تعاملات خود را از طریق شبکه‌های اجتماعی مانند اینستاگرام آغاز می‌کنند و سپس به وب‌سایت مراجعه می‌کنند. یک سیستم قدرتمند باید بتواند این نقاط تماس مختلف را به یکدیگر متصل کند تا متوجه شود کاربری که امروز از طریق گوگل وارد سایت شده، همان شخصی است که هفته گذشته در دایرکت اینستاگرام سوالی پرسیده بود. این سطح از یکپارچگی داده‌ها، پایه‌گذار کمپین‌های به شدت موفق خواهد بود.

طراحی جریان‌های کاری (Workflows) و شرط‌ های منطقی

جریان‌های کاری قلب تپنده اتوماسیون هستند. یک Workflow مجموعه‌ای از دستورالعمل‌های متوالی است که به صورت خودکار اجرا می‌شوند. فرض کنید یک کمپین برای معرفی محصول جدید خود طراحی کرده‌اید. جریان کاری شما می‌تواند به این شکل باشد: روز اول یک ایمیل معرفی ارسال می‌شود. سیستم سه روز صبر می‌کند. سپس بررسی می‌کند که آیا کاربر ایمیل را باز کرده است یا خیر. اگر باز کرده بود، یک ایمیل حاوی ویدیو آموزشی برای او ارسال می‌شود. اگر ایمیل را باز نکرده بود، یک پیامک با عنوانی جذاب‌تر برای او فرستاده می‌شود تا توجه او جلب شود.

این شرط‌های منطقی باعث می‌شوند تا شما منابع خود را هدر ندهید و کاربران را با پیام‌های تکراری و بی‌ربط خسته نکنید. طراحی این جریان‌ها نیازمند درک عمیقی از روانشناسی مخاطب و سفر مشتری (Customer Journey) است. شما باید پیش‌بینی کنید که کاربر در هر مرحله چه نیازها و دغدغه‌هایی دارد و محتوای مناسب را دقیقاً در همان لحظه به او ارائه دهید. در غیر این صورت، سیستم خودکار شما تنها به یک ماشین تولید اسپم تبدیل خواهد شد که به برند شما آسیب جدی وارد می‌کند.

نقش تریگرها در فعال‌سازی کمپین‌ها

تریگرها یا محرک‌ها، رویدادهایی هستند که باعث شروع یک جریان کاری می‌شوند. این رویدادها می‌توانند مبتنی بر زمان باشند (مثلاً تاریخ تولد کاربر یا سالگرد ثبت‌نام او در سایت) یا مبتنی بر رفتار باشند (مانند رها کردن سبد خرید، بازدید از صفحه قیمت‌ها، یا کلیک روی یک لینک خاص). انتخاب تریگر مناسب یکی از مهم‌ترین بخش‌های طراحی کمپین است. اگر تریگر شما بیش از حد حساس باشد، کاربر با سیلی از پیام‌ها مواجه می‌شود و اگر بیش از حد کند باشد، فرصت طلایی فروش را از دست خواهید داد.

به عنوان مثال، در فروشگاه‌های اینترنتی، یکی از موثرترین تریگرها “رها کردن سبد خرید” است. آمارها نشان می‌دهد که درصد بالایی از کاربران محصولاتی را به سبد خرید اضافه می‌کنند اما خرید خود را نهایی نمی‌کنند. با تنظیم یک تریگر که یک ساعت پس از رها شدن سبد خرید فعال می‌شود، می‌توانید یک پیام یادآوری همراه با یک پیشنهاد ویژه برای کاربر ارسال کنید و بخش قابل توجهی از این فروش‌های از دست رفته را بازیابی کنید. این تکنیک ساده، به تنهایی می‌تواند هزینه‌های راه‌اندازی سیستم را جبران کند.

اتوماسیون بازاریابی و فروش در کنار یکدیگر

یکی از بزرگترین چالش‌ها در سازمان‌های متوسط و بزرگ، وجود سیلوهای اطلاعاتی و عدم هماهنگی بین تیم‌های مختلف است. تیم بازاریابی معتقد است که سرنخ‌های باکیفیتی تولید کرده، اما تیم فروش شاکی است که این سرنخ‌ها اصلاً آماده خرید نیستند. در اینجا است که مفهوم اتوماسیون بازاریابی و فروش به عنوان یک ناجی وارد میدان می‌شود. با استفاده از پلتفرم‌های یکپارچه، هر دو تیم به یک پایگاه داده واحد دسترسی دارند و بر اساس معیارهای مشترک کار می‌کنند. این هم‌افزایی نه تنها تنش‌های داخلی را کاهش می‌دهد، بلکه تجربه مشتری را نیز به شدت بهبود می‌بخشد.

برای ایجاد این هماهنگی، شما نیازمند تدوین یک استراتژی بازاریابی و فروش دقیق هستید. استراتژیی (استراتژی) که در آن مشخص شده باشد یک کاربر در چه مرحله‌ای از چرخه عمر خود قرار دارد و چه زمانی باید مالکیت او از تیم بازاریابی به تیم فروش منتقل شود. وقتی سیستم‌ها خودکار باشند، این انتقال مالکیت به صورت اتوماتیک و همراه با تمام سوابق رفتاری کاربر انجام می‌شود. کارشناس فروش پیش از تماس با مشتری، دقیقاً می‌داند که او چه مقالاتی را خوانده و به چه محصولاتی علاقه نشان داده است، بنابراین می‌تواند مکالمه را کاملاً هدفمند و شخصی‌سازی شده پیش ببرد.

همسویی تیم‌ها (Smarketing) برای افزایش نرخ تبدیل

مفهوم Smarketing که ترکیبی از Sales و Marketing است، به همسویی کامل این دو دپارتمان اشاره دارد. در یک سیستم خودکار، تیم بازاریابی متعهد می‌شود که تعداد مشخصی سرنخ واجد شرایط (MQL) را در ماه تولید کند و تیم فروش نیز متعهد می‌شود که در کمتر از زمان مشخصی (مثلاً ۲ ساعت) با این سرنخ‌ها تماس بگیرد. نرم‌افزار اتوماسیون به عنوان یک ناظر بی‌طرف عمل می‌کند و عملکرد هر دو تیم را به صورت شفاف گزارش می‌دهد. اگر سرنخی به تیم فروش ارجاع داده شود اما تماسی با او گرفته نشود، سیستم هشدار می‌دهد.

این شفافیت باعث می‌شود تا مدیران بتوانند گلوگاه‌های فرآیند فروش را به سرعت شناسایی کنند. شاید مشکل از کیفیت پایین سرنخ‌ها باشد و شاید تیم فروش نیاز به آموزش بیشتری برای مذاکره داشته باشد. داده‌های استخراج شده از سیستم به شما کمک می‌کند تا تصمیمات مدیریتی را بر اساس واقعیت‌ها بگیرید، نه بر اساس حدس و گمان یا تعصبات دپارتمانی. این رویکرد داده‌محور، کلید موفقیت در بازارهای رقابتی امروز است.

امتیازدهی به سرنخ‌ها و ارجاع به موقع

یکی از جذاب‌ترین ویژگی‌های سیستم‌های خودکار، قابلیت امتیازدهی به سرنخ‌ها یا Lead Scoring است. در این مکانیزم، شما به رفتارهای مختلف کاربران امتیازات مثبت یا منفی اختصاص می‌دهید. به عنوان مثال، باز کردن یک ایمیل ۲ امتیاز، بازدید از صفحه قیمت‌گذاری ۵ امتیاز و لغو اشتراک خبرنامه منفی ۱۰ امتیاز دارد. سیستم به صورت خودکار این امتیازات را جمع می‌زند. زمانی که امتیاز یک کاربر از حد نصاب مشخصی (مثلاً ۵۰ امتیاز) عبور کرد، سیستم او را به عنوان یک سرنخ داغ (Hot Lead) شناسایی کرده و بلافاصله به تیم فروش ارجاع می‌دهد.

این روش تضمین می‌کند که تیم فروش وقت باارزش خود را صرف تماس با افرادی که هنوز آماده خرید نیستند، نمی‌کند. آن‌ها فقط با کسانی تماس می‌گیرند که بالاترین احتمال تبدیل شدن به مشتری را دارند. از سوی دیگر، کاربرانی که امتیاز پایینی دارند، همچنان در چرخه‌های پرورش سرنخ باقی می‌مانند تا با دریافت محتوای آموزشی بیشتر، به تدریج برای خرید آماده شوند. این یک بازی برد-برد برای سازمان و مشتری است.

تجربه عملی واقعی: نجات سبدهای خرید رها شده در یک فروشگاه ایرانی

یکی از فروشگاه‌های اینترنتی معتبر لوازم خانگی در ایران با مشکل جدی رها شدن سبد خرید مواجه بود. بیش از ۶۵ درصد کاربران پس از انتخاب محصول، سایت را ترک می‌کردند. تیم مارکتینگ با پیاده‌سازی یک جریان کاری ساده در سیستم اتوماسیون، دو مرحله پیام‌رسانی را تنظیم کرد. مرحله اول: ارسال یک پیامک یادآوری دوستانه ۲ ساعت پس از ترک سایت. مرحله دوم: ارسال یک ایمیل حاوی کد تخفیف ۵ درصدی با انقضای ۲۴ ساعته در روز بعد (فقط برای کسانی که به پیامک واکنش نشان نداده بودند). نتیجه شگفت‌انگیز بود؛ در کمتر از یک ماه، نرخ بازگشت سبد خرید ۴۰ درصد افزایش یافت و درآمد ماهانه فروشگاه رشد چشمگیری را تجربه کرد. این قدرت واقعی پیگیری خودکار و به موقع است.

کالبدشکافی ابزارها: بهترین نرم افزار اتوماسیون بازاریابی برای کسب‌وکارهای ایرانی

انتخاب ابزار مناسب یکی از حیاتی‌ترین تصمیماتی است که یک مدیر باید بگیرد. بازار پر از پلتفرم‌های رنگارنگ است که هر کدام ادعا می‌کنند بهترین راهکار را ارائه می‌دهند. اما واقعیت این است که بهترین نرم افزار اتوماسیون بازاریابی نرم‌افزاری است که با اندازه کسب‌وکار شما، بودجه تخصیص یافته و به ویژه محدودیت‌های زیرساختی در ایران سازگار باشد. شما نمی‌توانید صرفاً با نگاه کردن به لیست ویژگی‌ها تصمیم بگیرید؛ بلکه باید بررسی کنید که آیا این ابزار از زبان فارسی پشتیبانی می‌کند؟ آیا با درگاه‌های پیامکی داخلی یکپارچه می‌شود؟ و مهم‌تر از همه، آیا خطر مسدود شدن حساب کاربری به دلیل تحریم‌ها وجود دارد یا خیر؟

در سازمان‌های بزرگ، فردی که مسئولیت انتخاب و استقرار این سیستم‌ها را بر عهده دارد باید دانش عمیقی از فرآیندهای فنی و تجاری داشته باشد. اگر نمی‌دانید نقش دقیق یک مدیر بازاریابی چیست، باید بگوییم که یکی از وظایف اصلی او در عصر حاضر، ارزیابی فناوری‌های جدید و همسو کردن آن‌ها با اهداف کلان سازمان است. مدیر بازاریابی باید بتواند بین نیازهای تیم محتوا، تیم فروش و تیم پشتیبانی تعادل ایجاد کرده و ابزاری را انتخاب کند که همه این دپارتمان‌ها بتوانند به راحتی با آن کار کنند.

ابزارهای جهانی و چالش‌های تحریم

پلتفرم‌های معتبری مانند HubSpot، ActiveCampaign و Marketo غول‌های بلامنازع این صنعت در سطح جهان هستند. این ابزارها امکانات بی‌نظیری از جمله هوش مصنوعی پیشرفته، تحلیل‌های پیش‌گویانه و یکپارچگی با هزاران اپلیکیشن دیگر را ارائه می‌دهند. با این حال، استفاده از این ابزارها برای کسب‌وکارهای ایرانی با چالش‌های جدی همراه است. اولین چالش، هزینه‌های دلاری و بسیار بالای تهیه اشتراک ماهیانه است که برای بسیاری از شرکت‌های کوچک و متوسط توجیه اقتصادی ندارد. چالش دوم، خطر مسدود شدن اکانت‌ها به دلیل تحریم‌های بین‌المللی است که می‌تواند منجر به از دست رفتن دائمی تمام داده‌های مشتریان شود.

علاوه بر این، اکثر این پلتفرم‌های خارجی به صورت پیش‌فرض از سرویس‌های پیامکی ایرانی پشتیبانی نمی‌کنند و شما برای اتصال آن‌ها نیازمند استفاده از سرویس‌های واسط (مانند Zapier) و برنامه‌نویسی‌های پیچیده (API) هستید که خود باعث افزایش هزینه‌ها و کاهش پایداری سیستم می‌شود. با وجود این مشکلات، برخی از استارتاپ‌های بزرگ ایرانی که سرورهای خارجی دارند و بودجه کافی در اختیارشان است، همچنان ترجیح می‌دهند با دور زدن تحریم‌ها از قدرت بی‌نظیر ابزارهایی مانند ActiveCampaign استفاده کنند.

پلتفرم‌های بومی و راهکارهای جایگزین

خوشبختانه در سال‌های اخیر، شرکت‌های نرم‌افزاری ایرانی پیشرفت‌های قابل توجهی در توسعه سیستم‌های CRM و اتوماسیون داشته‌اند. ابزارهایی مانند دیدار، پیام‌گستر و سرویس‌های ایمیل مارکتینگ بومی مانند نجوا و پاکت، امکانات قابل قبولی را برای ایجاد جریان‌های کاری خودکار ارائه می‌دهند. مزیت بزرگ این پلتفرم‌ها، پشتیبانی کامل از زبان فارسی، تاریخ شمسی، اتصال مستقیم به خطوط پیامکی داخلی و عدم نگرانی بابت تحریم‌هاست. همچنین هزینه‌های ریالی این سرویس‌ها باعث می‌شود تا بازگشت سرمایه ROI بسیار سریع‌تر اتفاق بیفتد.

با این حال، باید واقع‌بین باشیم. ابزارهای بومی هنوز در زمینه امکانات پیشرفته مانند Lead Scoring چندبعدی، تحلیل‌های مبتنی بر یادگیری ماشین و یکپارچگی عمیق با پلتفرم‌های تبلیغاتی جهانی (مانند Google Ads) ضعف‌هایی دارند. بنابراین، کسب‌وکارها باید بر اساس نیازهای واقعی خود تصمیم بگیرند. اگر شما یک کسب‌وکار متوسط هستید که نیاز اصلی‌تان ارسال ایمیل و پیامک خودکار بر اساس رفتار کاربر در سایت است، ابزارهای ایرانی کاملاً پاسخگوی نیاز شما خواهند بود.

 نرم افزار اتوماسیون بازاریابی

ویژگی‌های کلیدی در انتخاب پلتفرم مناسب

هنگام بررسی گزینه‌های مختلف، چند ویژگی کلیدی وجود دارد که هرگز نباید از آن‌ها غافل شوید. اولین مورد، رابط کاربری (UI) بصری و قابلیت کشیدن و رها کردن (Drag and Drop) برای ساخت جریان‌های کاری است. تیم شما نباید برای ساخت یک کمپین ساده نیازمند دانش برنامه‌نویسی باشد. ویژگی دوم، قابلیت گزارش‌گیری پیشرفته است. نرم‌افزار باید بتواند گزارشات دقیقی از نرخ باز شدن ایمیل‌ها، نرخ کلیک، ریزش کاربران در قیف فروش و درآمد حاصل از هر کمپین را به صورت گرافیکی نمایش دهد.

ویژگی سوم که بسیار حیاتی است، مقیاس‌پذیری پلتفرم است. سیستمی که امروز برای ۱۰۰۰ مخاطب شما مناسب است، باید بتواند سال آینده که تعداد مخاطبان شما به ۱۰۰,۰۰۰ نفر رسید نیز بدون افت سرعت و عملکرد، به کار خود ادامه دهد. تغییر سیستم اتوماسیون در آینده فرآیندی بسیار پرهزینه و زمان‌بر است، بنابراین از همان ابتدا ابزاری را انتخاب کنید که بتواند همگام با کسب‌وکار شما رشد کند.

مزایای پنهان و آشکار پیاده‌سازی سیستم‌های خودکار

وقتی صحبت از مزایا می‌شود، اکثر مدیران بلافاصله به صرفه‌جویی در زمان فکر می‌کنند. اگرچه این یک مزیت بزرگ است، اما تنها نوک کوه یخ محسوب می‌شود. پیاده‌سازی صحیح این سیستم‌ها می‌تواند ساختار درآمدی و فرهنگ سازمانی شما را به طور کامل متحول کند. یکی از مهم‌ترین مزایای پنهان، حفظ دانش سازمانی است. در روش‌های سنتی، زمانی که یک کارشناس فروش یا بازاریابی شرکت را ترک می‌کند، بخش زیادی از اطلاعات و شناخت مشتریان نیز با او از سازمان خارج می‌شود. اما در سیستم‌های خودکار، تمام سوابق تعاملات، ترجیحات مشتریان و سناریوهای موفق در دل نرم‌افزار ذخیره شده‌اند و وابسته به شخص خاصی نیستند.

علاوه بر این، شما با استفاده از این ابزارها می‌توانید انواع مختلفی از مدل های بازاریابی مانند بازاریابی بازگشتی (Retention Marketing)، بازاریابی ارجاعی و فروش متقاطع (Cross-selling) را به صورت همزمان و بدون نیاز به افزایش نیروی انسانی اجرا کنید. این سیستم‌ها به شما اجازه می‌دهند تا مشتریان فعلی را فراموش نکنید و به طور مداوم برای آن‌ها ارزش خلق کنید، زیرا آمارها نشان می‌دهد هزینه جذب مشتری جدید بسیار بیشتر از حفظ مشتریان فعلی است.

Lead management is at the forefront of customer acquisition strategies, providing a customized approach to potential customers through data-driven processes.

مدیریت سرنخ یکی از بخش‌های اصلی استراتژی‌های جذب مشتری محسوب می‌شود و با استفاده از فرآیندهای مبتنی بر داده، رویکردی شخصی‌سازی‌شده برای مشتریان بالقوه فراهم می‌کند.

منبع: sciencedirect

کاهش هزینه‌های عملیاتی و افزایش نرخ بازگشت سرمایه (ROI)

هر سرمایه‌گذاری در فناوری باید توجیه اقتصادی داشته باشد. نرم‌افزارهای اتوماسیون با کاهش نیاز به استخدام نیروهای جدید برای انجام کارهای اجرایی، هزینه‌های عملیاتی (OPEX) سازمان را به شدت کاهش می‌دهند. شما به جای استخدام ۵ نفر برای تماس با مشتریان و ارسال ایمیل، می‌توانید یک استراتژیست ماهر استخدام کنید تا جریان‌های کاری سیستم را بهینه‌سازی کند. این تغییر رویکرد نه تنها هزینه‌ها را کاهش می‌دهد، بلکه به دلیل کاهش خطاهای انسانی، کیفیت کار را نیز بالا می‌برد.

از سوی دیگر، افزایش ROI از طریق هدف‌گیری دقیق‌تر مخاطبان اتفاق می‌افتد. وقتی شما پیامک تبلیغاتی خود را فقط برای کسانی ارسال می‌کنید که پیش‌تر به آن دسته از محصولات علاقه نشان داده‌اند، نرخ تبدیل شما چندین برابر می‌شود و هزینه ارسال پیامک به افراد نامرتبط هدر نمی‌رود. این یعنی با بودجه تبلیغاتی ثابت، شما می‌توانید درآمد بسیار بیشتری کسب کنید. گزارشات نشان می‌دهد کسب‌وکارهایی که از اتوماسیون استفاده می‌کنند، بازگشت سرمایه کمپین‌های ایمیلی خود را تا ۳۰۰ درصد بهبود بخشیده‌اند.

شخصی‌سازی در مقیاس انبوه (Personalization at Scale)

مشتریان امروزی بسیار باهوش و پرتوقع هستند. آن‌ها دیگر به پیام‌های عمومی مانند “مشتری گرامی، محصولات جدید ما رسید” توجهی نمی‌کنند. آن‌ها انتظار دارند برندها نیازهای خاص آن‌ها را بشناسند. شخصی‌سازی در مقیاس انبوه، یکی از بزرگترین دستاوردهای فناوری اتوماسیون است. سیستم می‌تواند نام مشتری، تاریخچه خریدهای قبلی، موقعیت جغرافیایی و حتی رفتار مرورگری او در سایت را در قالب متغیرهای پویا در داخل متن ایمیل یا پیامک جایگذاری کند.

تصور کنید کاربری به نام “علی” هفته گذشته یک کفش ورزشی خریده است. سیستم به صورت خودکار یک هفته بعد ایمیلی با این مضمون برای او ارسال می‌کند: “علی عزیز، امیدواریم از کفش ورزشی جدیدت راضی باشی. برای تکمیل استایل ورزشی‌ات، این جوراب‌های مخصوص دویدن را با ۲۰٪ تخفیف اختصاصی به تو پیشنهاد می‌کنیم.” این سطح از شخصی‌سازی، احساس ارزشمندی را در مشتری القا کرده و احتمال خرید مجدد را به شدت افزایش می‌دهد. انجام این کار به صورت دستی برای هزاران مشتری غیرممکن است، اما برای یک سیستم خودکار تنها کسری از ثانیه زمان می‌برد.

ویژگی / شاخصبازاریابی سنتی (دستی)بازاریابی مبتنی بر اتوماسیون
سرعت پاسخگویی به مشتریکند (وابسته به ساعات کاری نیروی انسانی)فوری و در لحظه (۲۴ ساعته و ۷ روز هفته)
شخصی‌سازی پیام‌هابسیار محدود (حداکثر ذکر نام در پیامک)بسیار عمیق (بر اساس رفتار، خرید قبلی و علایق)
کیفیت سرنخ‌های فروشپایین (تیم فروش با همه افراد تماس می‌گیرد)بالا (فقط سرنخ‌های واجد شرایط ارجاع داده می‌شوند)
تحلیل داده‌ها و گزارش‌گیریدشوار، زمان‌بر و مستعد خطای انسانیدقیق، لحظه‌ای و در قالب داشبوردهای بصری
قابلیت مقیاس‌پذیرینیازمند استخدام نیروی انسانی جدیدبدون نیاز به منابع جدید، تنها با ارتقا نرم‌افزار

مراحل اجرایی: چگونه یک سیستم اتوماسیون را از صفر راه‌اندازی کنیم؟

راه‌اندازی یک سیستم خودکار نیازمند یک نقشه راه دقیق است. پریدن مستقیم به سراغ خرید نرم‌افزار بدون داشتن زیرساخت‌های استراتژیک، یکی از دلایل اصلی شکست پروژه‌های اتوماسیون در ایران است. اولین قدم، ممیزی وضعیت فعلی کسب‌وکار است. شما باید بررسی کنید که در حال حاضر داده‌های مشتریان در کجا ذخیره می‌شوند؟ فرآیند فروش شما چقدر طول می‌کشد؟ و بزرگترین نقاط ریزش مشتری در قیف فروش شما کجاست؟ پس از پاسخ به این سوالات، می‌توانید اهداف واقع‌بینانه‌ای برای سیستم خود تعریف کنید.

قدم بعدی، پاکسازی داده‌ها است. اگر دیتابیس شما پر از ایمیل‌های نامعتبر، شماره موبایل‌های تکراری و اطلاعات ناقص باشد، سیستم اتوماسیون شما بر پایه اطلاعات غلط بنا خواهد شد و خروجی آن چیزی جز فاجعه نخواهد بود. قبل از وارد کردن اطلاعات به نرم‌افزار جدید، حتماً زمان کافی برای دسته‌بندی و اصلاح داده‌های قدیمی اختصاص دهید. کیفیت خروجی هر سیستم هوشمندی، مستقیماً به کیفیت داده‌های ورودی آن بستگی دارد.

هدف‌گذاری دقیق و ترسیم نقشه سفر مشتری

بدون داشتن یک نقشه سفر مشتری (Customer Journey Map) شفاف، اتوماسیون معنایی ندارد. شما باید دقیقاً بدانید که یک کاربر از لحظه آشنایی با برند شما تا زمان تبدیل شدن به یک مشتری وفادار، چه مراحلی را طی می‌کند. در هر مرحله، کاربر چه سوالاتی در ذهن دارد؟ چه محتوایی می‌تواند به او کمک کند؟ و چه موانعی بر سر راه خرید او وجود دارد؟ با ترسیم این نقشه، شما می‌توانید نقاط تماس (Touchpoints) کلیدی را شناسایی کرده و برای هر کدام از آن‌ها یک جریان کاری خودکار طراحی کنید.

اهداف شما در هر مرحله باید بر اساس شاخص‌های کلیدی عملکرد (KPI) قابل اندازه‌گیری باشند. مثلاً هدف یک کمپین خودکار می‌تواند “افزایش ۱۵ درصدی نرخ تبدیل سرنخ به مشتری در ۳ ماه آینده” باشد. با داشتن اهداف کمی، می‌توانید عملکرد سیستم را به طور مداوم ارزیابی کرده و در صورت نیاز، سناریوها و جریان‌های کاری را بهینه‌سازی کنید. فراموش نکنید که اتوماسیون یک پروژه یک‌باره نیست، بلکه یک فرآیند مستمر از آزمون و خطا و بهبود است.

تولید محتوای هدفمند برای هر مرحله از قیف

یکی از واقعیت‌های تلخ این است که نرم‌افزار اتوماسیون به تنهایی نمی‌تواند برای شما معجزه کند؛ این محتوا است که به عنوان سوخت موتور این سیستم عمل می‌کند. اگر شما محتوای جذاب، آموزشی و متقاعدکننده نداشته باشید، سیستم خودکار شما صرفاً پیام‌های توخالی و خسته‌کننده ارسال خواهد کرد. محتوای شما باید دقیقاً متناسب با مرحله‌ای باشد که کاربر در آن قرار دارد. در بالای قیف بازاریابی (TOFU)، محتوا باید آموزشی و آگاهی‌بخش باشد (مانند مقالات وبلاگ و ایبوک‌ها).

در میانه قیف (MOFU)، کاربر نیاز به اطلاعات تخصصی‌تر دارد تا بتواند تصمیم‌گیری کند (مانند وبینارها، مطالعات موردی و مقایسه محصولات). در نهایت، در پایین قیف (BOFU)، محتوای شما باید مستقیماً کاربر را به سمت خرید سوق دهد (مانند کدهای تخفیف اختصاصی، دمو رایگان نرم‌افزار یا مشاوره رایگان). تیم محتوا و تیم فنی باید دوشادوش یکدیگر کار کنند تا اطمینان حاصل شود که محتوای مناسب، از طریق کانال مناسب و در زمان مناسب توسط سیستم خودکار به دست کاربر می‌رسد.

چالش‌ها و موانع پیاده‌سازی اتوماسیون در ایران

با وجود تمام مزایای شگفت‌انگیز، پیاده‌سازی سیستم‌های خودکار بازاریابی در محیط کسب‌وکارهای ایرانی با چالش‌های خاص خود همراه است. یکی از بزرگترین موانع، عدم بلوغ دیجیتال در برخی سازمان‌هاست. بسیاری از شرکت‌های سنتی همچنان به روش‌های بازاریابی آفلاین و فروش تلفنی سنتی متکی هستند و تغییر این ذهنیت نیازمند زمان و آموزش‌های گسترده است. علاوه بر این، نوسانات اقتصادی و تغییرات مداوم در قوانین اینترنت و دسترسی به پلتفرم‌های بین‌المللی، برنامه‌ریزی بلندمدت را برای مدیران دشوار می‌کند.

چالش دیگر، مسئله اعتماد کاربران به پیام‌های تبلیغاتی است. به دلیل ارسال بی‌رویه پیامک‌های اسپم توسط برخی کسب‌وکارها در سال‌های گذشته، بسیاری از کاربران ایرانی نسبت به پیام‌های تبلیغاتی حساس شده و آن‌ها را مسدود می‌کنند. بنابراین، استفاده از سیستم‌های خودکار باید با ظرافت بسیار بالا و با رعایت کامل حریم خصوصی کاربران انجام شود تا نرخ لغو اشتراک Unsubscribe Rate کنترل شود.

مقاومت سازمانی و کمبود نیروی متخصص

هر تغییر بزرگی در سازمان با مقاومت روبرو می‌شود. تیم‌های فروش ممکن است احساس کنند که سیستم‌های اتوماسیون قصد دارند جایگاه آن‌ها را به خطر بیندازند یا استقلال آن‌ها را سلب کنند. برای غلبه بر این مقاومت، مدیران ارشد باید فرهنگ‌سازی کنند و به کارمندان نشان دهند که این ابزارها برای کمک به آن‌ها طراحی شده‌اند، نه برای جایگزینی آن‌ها. برگزاری جلسات آموزشی مستمر و نشان دادن نتایج مثبت و بردهای سریع (Quick Wins) می‌تواند در پذیرش این فناوری توسط پرسنل بسیار موثر باشد.

از سوی دیگر، پیدا کردن نیروی متخصصی که هم به مفاهیم بازاریابی مسلط باشد و هم دانش فنی لازم برای کار با نرم‌افزارهای پیچیده اتوماسیون را داشته باشد، در بازار کار ایران بسیار دشوار است. متخصصان اتوماسیون باید ذهنی تحلیلی داشته باشند و بتوانند داده‌های خام را به استراتژی‌ های عملیاتی تبدیل کنند. سرمایه‌گذاری روی آموزش نیروهای فعلی سازمان، اغلب راهکار بهتر و پایدارتری نسبت به جستجو برای استخدام افراد جدید است.

یکپارچگی داده‌ها و سیستم‌های جزیره‌ای

یکی از معضلات رایج در شرکت‌های ایرانی، استفاده از نرم‌افزارهای پراکنده و غیرمتصل است. اطلاعات مالی در نرم‌افزار حسابداری، سوابق پشتیبانی در سیستم تیکتینگ، رفتار کاربران در گوگل آنالیتیکس و اطلاعات فروش در یک فایل اکسل نگهداری می‌شود! این سیستم‌های جزیره‌ای بزرگترین دشمن اتوماسیون هستند. تا زمانی که نتوانید این سیستم‌ها را به یکدیگر متصل کنید، نمی‌توانید یک پروفایل جامع از مشتری بسازید.

برای حل این مشکل، سازمان‌ها باید به سمت استفاده از پلتفرم‌های یکپارچه یا استفاده از رابط‌های برنامه‌نویسی (API) برای اتصال نرم‌افزارهای مختلف حرکت کنند. یکپارچه‌سازی داده‌ها فرآیندی زمان‌بر و نیازمند تخصص فنی است، اما بدون شک مهم‌ترین پیش‌نیاز برای موفقیت در پیاده‌سازی اتوماسیون بازاریابی محسوب می‌شود. داده‌های یکپارچه به شما قدرت می‌دهند تا تصمیمات استراتژیک را با اطمینان کامل اتخاذ کنید.

برای رشد کسب‌وکار خود به راهکار تخصصی نیاز دارید؟

مشیرین با ارائه مشاوره تخصصی، مسیر رشد فروش را برای کسب‌وکار شما طراحی می‌کند.

آینده‌نگری: ترکیب هوش مصنوعی با اتوماسیون بازاریابی

آینده بازاریابی دیجیتال به شدت با هوش مصنوعی (AI) گره خورده است. نرم‌افزارهای اتوماسیون در حال تکامل هستند و از سیستم‌های مبتنی بر قوانین ساده (Rule-based) به سمت سیستم‌های یادگیرنده و هوشمند حرکت می‌کنند. هوش مصنوعی می‌تواند حجم عظیمی از داده‌ها را در کسری از ثانیه تحلیل کرده و الگوهای پنهانی را کشف کند که ذهن انسان قادر به تشخیص آن‌ها نیست. این ترکیب قدرتمند به برندها اجازه می‌دهد تا تجربه کاربری را به سطحی ارتقا دهند که پیش از این تنها در فیلم‌های علمی-تخیلی قابل تصور بود.

به عنوان مثال، در آینده‌ای نزدیک، سیستم‌های خودکار دیگر نیازی به تنظیم دستی زمان ارسال ایمیل نخواهند داشت. هوش مصنوعی با بررسی سوابق رفتار هر کاربر متوجه می‌شود که کاربر A معمولاً ساعت ۸ شب ایمیل‌های خود را باز می‌کند و کاربر B ساعت ۷ صبح در مسیر رفتن به محل کار. سیستم به صورت خودکار ایمیل هر شخص را دقیقاً در همان زمان طلایی ارسال می‌کند تا بالاترین نرخ تعامل (Engagement) حاصل شود.

تحلیل‌های پیش‌ گویانه

یکی از هیجان‌انگیزترین کاربردهای هوش مصنوعی در این حوزه، تحلیل‌های پیش‌گویانه است. سیستم‌ها با استفاده از الگوریتم‌های یادگیری ماشین می‌توانند پیش‌بینی کنند که کدام کاربر در آستانه ریزش قرار دارد و کدام کاربر بیشترین پتانسیل را برای خرید محصولات گران‌ قیمت دارد. با داشتن این اطلاعات پیش‌گویانه، سیستم اتوماسیون می‌تواند پیش از وقوع مشکل وارد عمل شود. مثلاً برای کاربری که احتمال ریزش او بالاست، یک کمپین بازگشتی با پیشنهادهای ویژه و پشتیبانی اختصاصی فعال کند.

این رویکرد پروکتیو (Proactive) به جای رویکرد واکنشی (Reactive)، باعث می‌شود تا کسب‌وکارها همیشه یک قدم جلوتر از نیازهای مشتریان خود باشند. استفاده از چت‌بات‌های هوشمند که به پایگاه داده اتوماسیون متصل هستند نیز یکی دیگر از روندهای رو به رشد است که می‌تواند فرآیند تولید سرنخ و پشتیبانی اولیه را به صورت ۲۴ ساعته و با بالاترین کیفیت مدیریت کند.

جمع‌بندی

در دنیای رقابتی امروز، اتوماسیون بازاریابی فقط یک ابزار نیست؛ بلکه روشی هوشمند برای ساده‌سازی فرآیندها، کاهش خطاها و ایجاد ارتباطات شخصی‌سازی‌شده با مشتریان است. کسب‌وکارهایی که می‌خواهند جایگاه خود را در ذهن مخاطبان تثبیت کنند، باید از این فناوری برای تقویت استراتژی‌های بازاریابی برند و افزایش نرخ تبدیل استفاده کنند.

سوالات متداول

اتوماسیون بازاریابی چیست و چه هدفی دارد؟

اتوماسیون بازاریابی سیستمی برای حذف فرآیندهای دستی و تکراری است که با ارسال پیام‌های شخصی‌سازی شده، مدیریت هوشمند چرخه عمر مشتری را بر عهده می‌گیرد. هدف اصلی آن افزایش کیفیت سرنخ‌های فروش، کاهش خطاهای انسانی و بهبود نرخ بازگشت سرمایه (ROI) از طریق ایجاد یکپارچگی بین تیم‌های بازاریابی و فروش است.

CRM عمدتاً ابزاری برای تیم فروش جهت ثبت سوابق و مذاکرات است، اما اتوماسیون بازاریابی در مراحل ابتدایی قیف فروش برای جذب و پرورش سرنخ‌ها (Nurturing) استفاده می‌شود. اتوماسیون، کاربران ناشناس را به سرنخ‌های باکیفیت تبدیل کرده و سپس آن‌ها را برای نهایی کردن فروش به سیستم CRM منتقل می‌کند.

در این روش، به رفتارهای مختلف کاربران امتیاز مثبت یا منفی داده می‌شود؛ مثلاً بازدید از صفحه قیمت‌گذاری امتیاز مثبت و لغو اشتراک امتیاز منفی دارد. وقتی مجموع امتیازات کاربر به حد نصاب برسد، سیستم او را به عنوان سرنخ داغ شناسایی کرده و به صورت خودکار به تیم فروش ارجاع می‌دهد.

این سیستم‌ها بر پایه منطق «اگر این اتفاق افتاد، آن کار را انجام بده» عمل می‌کنند و شامل سه بخش اصلی هستند: محرک‌ها (Triggers) که رویداد شروع‌کننده هستند، شرایط (Conditions) که وضعیت کاربر را بررسی می‌کنند و اقدامات (Actions) که واکنش نهایی سیستم مانند ارسال پیامک یا ایمیل است.

هزینه‌های بالای دلاری، خطر مسدود شدن حساب‌ها به دلیل تحریم‌های بین‌المللی و عدم اتصال مستقیم به سرویس‌های پیامکی داخلی از چالش‌های اصلی هستند. به همین دلیل استفاده از پلتفرم‌های بومی که از زبان فارسی و تاریخ شمسی پشتیبانی می‌کنند، برای بسیاری از کسب‌وکارهای ایرانی توجیه اقتصادی بیشتری دارد.

مراحل کلیدی شامل ممیزی وضعیت فعلی، پاکسازی داده‌های مشتریان، ترسیم دقیق نقشه سفر مشتری و تولید محتوای اختصاصی برای هر مرحله از قیف فروش است. همچنین انتخاب پلتفرمی که قابلیت مقیاس‌پذیری داشته باشد و با سایر سیستم‌های سازمان یکپارچه شود، برای موفقیت در درازمدت ضروری است.